من عمق را دوست دارد. همیشه عمیق می شود. همیشه به عمق می زند. با تمام ترس و هیجانش. همیشه طبق عادت شیرجه می زند و یاد نمی گیرد که گاه عمقی وجود ندارد! دیگرآنی هستند مسطح، کم عمق با ریشه ای کوچک. نمی شود در آن ها عمیق شد. نتیجه اش سر درد است و سرگیجه...
من گیج می شود در کنار دیگرآنی که ریشه ندوانده اند، عمق نگرفته اند، صاف و مسطح بر زمین پهن شده اند!
برچسب:
نویسنده: آتنا حبیبی
اینجا یک فضای خودساخته است. که من در آن اقامت دارم. رفت و آمد آزاد است. می بینید و می گذرید. من می بینم و غرق می شوم. می بینم و فرو می ریزم. روح من انحنا دارد. اینجا مجالی است که به خودم نزدیکتر شوم. و زبونی ام را روی این هستی بهتر بشناسم. من می توانم بسی چیزها را از دست بدهم تا یک "آن" را زندگی کنم. من همیشه در تهی حرف هایم پنهانم. صدای من از آنجا رساتر به گوش می رسد. در تهی ها نگاه از پرواز خود باز نمی ماند. انگار در تهی هنوز چیزها شکل نگرفته اند. هنوز شور آفرینش در گردش است. هر چیز ساخته و پرداخته سردی می آورد. اینجا طبیعت من است. روح من جاری است. مراقب باشید.
برچسب:
نویسنده: آتنا حبیبی
اینجا یک فضای خودساخته است. که من در آن اقامت دارم. رفت و آمد آزاد است. می بینید و می گذرید. من می بینم و غرق می شوم. می بینم و فرو می ریزم. روح من انحنا دارد. اینجا مجالی است که به خودم نزدیکتر شوم. و زبونی ام را روی این هستی بهتر بشناسم. من می توانم بسی چیزها را از دست بدهم تا یک "آن" را زندگی کنم. من همیشه در تهی حرف هایم پنهانم. صدای من از آنجا رساتر به گوش می رسد. در تهی ها نگاه از پرواز خود باز نمی ماند. انگار در تهی هنوز چیزها شکل نگرفته اند. هنوز شور آفرینش در گردش است. هر چیز ساخته و پرداخته سردی می آورد. اینجا طبیعت من است. روح من جاری است. مراقب باشید.
برچسب:
نویسنده: آتنا حبیبی
کوه/ نشانه ی صبر عظیمی ست/ ایمان به ماندن/ نرفتن/ نپریدن/ هوایی نشدن.
و قله/ تلاشیست برای فهمِ خوب رفتن/ خوب ماندن/ خوب بودن.
پس تو کوه باش/ با قله ای بر فراز ابرها.
همچنان که می روی "تو" بمان.
برچسب:
نویسنده: آتنا حبیبی
من خوبم. نه آنچنان که می خواهم. نه آنچنان که می توانم. بل آنچنان که باید. "باید" که از نبایدها جان گرفته/ زاییده شده/ تربیت یافته/ رشد نموده/ و هویت پیدا کرده. لحظه ای که بتوانم "باید" را از خودم جدا کنم. و رها شوم. آن زمان، خوبم، آنچنان که می خواهم. آنچنان که می توانم.
برچسب:
نویسنده: آتنا حبیبی
برچسب:
نویسنده: آتنا حبیبی
سکوت را تجربه کن
در روزگاری که صدای باد می ترساند و صدای باران کسالت بار است.
زمانیکه همهمه ها شیرین/ خودفریبی ها مست کننده/ چاپلوسی ها دلچسب است.
برچسب:
نویسنده: آتنا حبیبی
برچسب:
نویسنده: آتنا حبیبی
برچسب:
نویسنده: آتنا حبیبی
برای رهایی/ بندهای بیشماری را باید/ کشف کرد و گسست. من می پذیرم/ که همه دوستم نخواهند داشت/ دوستم نخواهند بود/ دوستم نخواهند شد. من می پذیرم/ دیگرآنی هستند/ به ظاهر/ شیرین تر/ دوست داشتنی تر/ خواستنی تر. که تنها مشکل این روزگار/ زمان است/ که دیر می گذرد/ که دیر آشکار می کند/ نیت ها و حقایق را.
برچسب:
نویسنده: آتنا حبیبی
برچسب:
نویسنده: آتنا حبیبی
برچسب:
نویسنده: آتنا حبیبی
برچسب: 152 lbs to kg,152,15237,15205,15213,152 pounds in kg,15206,15212,15210,15236,
نویسنده: آتنا حبیبی
برچسب: 151 pokemon,151 rum,1515 broadway,151 pokemon quiz,151 rum song,151 alcohol,151 saloon,1515,1517,15108,
نویسنده: آتنا حبیبی