خرید بک لینک

درباره سایت

من

آخرین مطالب

امکانات وب

من عمق را دوست دارد. همیشه عمیق می شود. همیشه به عمق می زند. با تمام ترس و هیجانش. همیشه طبق عادت شیرجه می زند و یاد نمی گیرد که گاه عمقی وجود ندارد! دیگرآنی هستند مسطح، کم عمق با ریشه ای کوچک. نمی شود در آن ها عمیق شد. نتیجه اش سر درد است و سرگیجه...

من گیج می شود در کنار دیگرآنی که ریشه ندوانده اند، عمق نگرفته اند، صاف و مسطح بر زمین پهن شده اند!

برچسب: نویسنده: آتنا حبیبی تاريخ: چهارشنبه 22 اسفند 1397 ساعت: 18:46

اینجا یک فضای خودساخته است. که من در آن اقامت دارم. رفت و آمد آزاد است. می بینید و می گذرید. من می بینم و غرق می شوم. می بینم و فرو می ریزم. روح من انحنا دارد. اینجا مجالی است که به خودم نزدیکتر شوم. و زبونی ام را روی این هستی بهتر بشناسم. من می توانم بسی چیزها را از دست بدهم تا یک "آن" را زندگی کنم. من همیشه در تهی حرف هایم پنهانم. صدای من از آنجا رساتر به گوش می رسد. در تهی ها نگاه از پرواز خود باز نمی ماند. انگار در تهی هنوز چیزها شکل نگرفته اند. هنوز شور آفرینش در گردش است. هر چیز ساخته و پرداخته سردی می آورد. اینجا طبیعت من است. روح من جاری است. مراقب باشید. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آتنا حبیبی تاريخ: دوشنبه 23 بهمن 1396 ساعت: 20:26

 

پى هواى خويش باش

هواى ديگرى آلوده است

به تنگىِ نظر

به خويش خواهىِ مفرط

به قياسهاى غلط

 

با هواى خويش برو

در هواى خويش نفس بكش

تو را هوايى نكند ديگرى

كه هوادار نيست تو را

 

 

 

برچسب: نویسنده: آتنا حبیبی تاريخ: دوشنبه 23 بهمن 1396 ساعت: 20:26

اینجا یک فضای خودساخته است. که من در آن اقامت دارم. رفت و آمد آزاد است. می بینید و می گذرید. من می بینم و غرق می شوم. می بینم و فرو می ریزم. روح من انحنا دارد. اینجا مجالی است که به خودم نزدیکتر شوم. و زبونی ام را روی این هستی بهتر بشناسم. من می توانم بسی چیزها را از دست بدهم تا یک "آن" را زندگی کنم. من همیشه در تهی حرف هایم پنهانم. صدای من از آنجا رساتر به گوش می رسد. در تهی ها نگاه از پرواز خود باز نمی ماند. انگار در تهی هنوز چیزها شکل نگرفته اند. هنوز شور آفرینش در گردش است. هر چیز ساخته و پرداخته سردی می آورد. اینجا طبیعت من است. روح من جاری است. مراقب باشید. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آتنا حبیبی تاريخ: دوشنبه 23 بهمن 1396 ساعت: 20:26

کوه/ نشانه ی صبر عظیمی ست/ ایمان به ماندن/ نرفتن/ نپریدن/ هوایی نشدن.

و قله/ تلاشیست برای فهمِ خوب رفتن/ خوب ماندن/ خوب بودن.

پس تو کوه باش/ با قله ای بر فراز ابرها.

همچنان که می روی "تو" بمان.

برچسب: نویسنده: آتنا حبیبی تاريخ: جمعه 13 مرداد 1396 ساعت: 10:34

من خوبم. نه آنچنان که می خواهم. نه آنچنان که می توانم. بل آنچنان که باید. "باید" که از نبایدها جان گرفته/ زاییده شده/ تربیت یافته/ رشد نموده/ و هویت پیدا کرده. لحظه ای که بتوانم "باید" را از خودم جدا کنم. و رها شوم. آن زمان، خوبم، آنچنان که می خواهم. آنچنان که می توانم.

برچسب: نویسنده: آتنا حبیبی تاريخ: جمعه 13 مرداد 1396 ساعت: 10:34

اینجا یک فضای خودساخته است. که من در آن اقامت دارم. رفت و آمد آزاد است. می بینید و می گذرید. من می بینم و غرق می شوم. می بینم و فرو می ریزم. روح من انحنا دارد. اینجا مجالی است که به خودم نزدیکتر شوم. و زبونی ام را روی این هستی بهتر بشناسم. من می توانم بسی چیزها را از ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آتنا حبیبی تاريخ: جمعه 13 مرداد 1396 ساعت: 10:34

سکوت را تجربه کن

در روزگاری که صدای باد می ترساند و صدای باران کسالت بار است.

زمانیکه همهمه ها شیرین/ خودفریبی ها مست کننده/ چاپلوسی ها دلچسب است.

برچسب: نویسنده: آتنا حبیبی تاريخ: جمعه 13 مرداد 1396 ساعت: 10:34

اینجا یک فضای خودساخته است. که من در آن اقامت دارم. رفت و آمد آزاد است. می بینید و می گذرید. من می بینم و غرق می شوم. می بینم و فرو می ریزم. روح من انحنا دارد. اینجا مجالی است که به خودم نزدیکتر شوم. و زبونی ام را روی این هستی بهتر بشناسم. من می توانم بسی چیزها را از دست بدهم تا یک "آن" را زندگی کنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آتنا حبیبی تاريخ: جمعه 13 مرداد 1396 ساعت: 10:34

در هم می لولیم/ همچنانِ مورچه ها/ بر تنِ خاکیِ زمین. حفر می کنیم/ می کاویم/ تجزیه می کنیم/ حمل می کنیم/ نقل می کنیم/ ذخیره می کنیم... چشمی/ ما را کشف می کند/ دنبال می کند. دستی/ شوت می کند/ غرق می کند/ در جعبه ی کبریتی حبس می کند پایی/ ما را له می کند. گاهِ بی خبری/ گاهِ خنده/ گاهِ کنجکاوی و تو در ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آتنا حبیبی تاريخ: جمعه 13 مرداد 1396 ساعت: 10:34

برای رهایی/ بندهای بیشماری را باید/ کشف کرد و گسست. من می پذیرم/ که همه دوستم نخواهند داشت/ دوستم نخواهند بود/ دوستم نخواهند شد. من می پذیرم/ دیگرآنی هستند/ به ظاهر/ شیرین تر/ دوست داشتنی تر/ خواستنی تر. که تنها مشکل این روزگار/ زمان است/ که دیر می گذرد/ که دیر آشکار می کند/ نیت ها و حقایق را.

برچسب: نویسنده: آتنا حبیبی تاريخ: جمعه 13 مرداد 1396 ساعت: 10:34

یک زن کامل فقط یک شریک تسلیم و محض روابط جنسی نیست، بلکه شوهرش را نیز دوست می دارد. او، تنها در حکم یک پرستار برای بچه هایش نیست، بلکه زنی است که فرزندانش را به مرز کمال می رساند. یک زن کامل، شخص حقیقی است با تمامی حقوق. او دارای حق امنیت شخصی و اعتماد به نفس است. از اینکه خودش باشد نمی ترسد. ممکادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آتنا حبیبی تاريخ: جمعه 13 مرداد 1396 ساعت: 10:34

خیلی چیزها در ما هنوز خوش ننشسته/ رخنه نکرده/ از ما نشده/ و شبیه یک "ادا" ست. ما همچنان "خود"مان نیستیم/ اصل نیستیم/ در پی این همه دگردیسی در ظاهر/ هنوز درون ما دچار تغییر و تحول نشده. هنوز که هنوز است ما "خوب" حرف می زنیم اما "خوب" عمل نمی کنیم/ و این نشانه ی خوبی نیست. هنوز دوست داریم خیلی جورها ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آتنا حبیبی تاريخ: جمعه 13 مرداد 1396 ساعت: 10:34

من در هوای تو/ تو در هوای دیگری. من با بهار تو/ تو با خزان دیگری. من برگریزان می شوم/ تو سبز باغ دیگری. من هم صدا با ساز تو/ تو کوک ساز دیگری. من نورِ دیده ام تویی/ تو نور چشم دیگری. آشفته ام از حال تو/ تو غرق آه دیگری. فانوس راهِ تو، منم/ تو گشته حولِ دیگری. من آمده از ذهن تو/ تو درشگفت دیگری. من دور و گم از دیگران/ تو مست بوی دیگری. من می دهم جانی به تو/ تو جان فشان دیگری. رویای من سرشارِ تو/ تو در خیال دیگری. هر آنچه خواسته ام تویی/ تو، خواسته های ديگرى. در من تو را دمیده اند/ در تو چرا آن دیگری؟ ادامه مطلب

برچسب: 152 lbs to kg,152,15237,15205,15213,152 pounds in kg,15206,15212,15210,15236, نویسنده: آتنا حبیبی تاريخ: پنجشنبه 20 آبان 1395 ساعت: 2:42

گاهی وقت ها باید همه چی را صفر کرد. چشم هایت را، گویی هیچ ندیده ای. گوش هایت را، گویی هیچ نشنیده ای. دست هایت را، گویی هیچ لمس نکرده ای. پاهایت را، گویی هیچ نرفته ای. مغزت را، گویی هیچ ندانسته ای/ نفهمیده ای. ذهنت را، گویی خالی از خاطره ای/ فکری. روحت را/ قلبت را/ وجودت را، گویی خالی از حسی/ زخمی/ طعمی... گاهی وقت ها باید همه چی را صفر کرد. همچو نوزادی پا به دنیا گذاشته، غرق خون و کثیفی، بی دفاع، بی نام، بی آنکه هنوز کسی باشی، بگذاری یکی بی آنکه بدانی چرا، محکم بزند پشتت و تو زار زار گریه کنی... ادامه مطلب

برچسب: 151 pokemon,151 rum,1515 broadway,151 pokemon quiz,151 rum song,151 alcohol,151 saloon,1515,1517,15108, نویسنده: آتنا حبیبی تاريخ: شنبه 15 آبان 1395 ساعت: 8:51

صفحه بندی